در طراحی شهری مدرن، طبیعتدوستی (biophilia) از جمله موضوعات در حال گسترش محسوب میشود. طبیعتدوستی اساسا مبتنی بر این فرضیه است که انسانها ذاتا به طبیعت جذب میشوند و در نتیجهی صدها هزار سال زندگی در نواحی روستایی، پیوندی ژنتیکی با طبیعت دارند، و از این رو غیاب طبیعت در زندگی شهری امروزی میتوانند تاثیری منفی بر کیفیت زیست ما داشته باشد. در این مقاله به بررسی تکمیل شهرهای هوشمند توسط ساختمان سبز خواهیم پرداخت.
واژه طبیعتدوستی نخستین بار توسط زیستشناس آمریکایی، ادوارد ویلسون و در دهه ۱۹۸۰ رواج پیدا کرد. وی دیده بود که شهریشدن فزاینده زندگی انسانها به طور غیرمستقیم باعث قطع شدن ارتباط آنها با طبیعت شده است و این، تاثیرات سوئی را به لحاظ روانی و فیزیولوژیک سبب شده است.
امروزه طبیعتدوستی بخصوص در محیطهای کار رواج پیدا کرده است، چرا که دانشمندان بیش از پیش بر این موضوع صحه گذاشتهاند که گنجاندن عناصر طبیعی در محیطهای انسانساخت، مثلا افزودن گیاهان خانگی به محیط کار، استفاده از نور طبیعی و حتی نصب تصاویری از طبیعت بر روی دیوارها باعث کاستن از استرس افراد و تقویت بهرهوری نیروی کار میگردد.

اما آیا میتوان این ایده را در مقیاسی شهری اجرا کرد؟ از نظر طراحان شهری، این ایده نه تنها قابل اجرا است بلکه برای شهرهای هوشمند – یعنی شهرهای آینده – از ضروریات محسوب میشود، چرا که به این ترتیب می توان در محیطی سازگار با طبیعت و پایدار به لحاظ زیستمحیطی، از فناوریهایی که خدمات شهری مردم-محور را امکانپذیر ساختهاند بهره برد.
همین حالا هم ۱۲ شهر جهان عضو «شبکه شهرهای طبیعتدوست» هستند، یک «اجتماع جهانی در حال رشد، متشکل از شهرها، سازمانها و افرادی که مشترکاٌ خود را به طراحی شهرهایی مملوء از طبیعت متعهد ساختهاند، شهرهایی که در آنها رابطه غنی شهروندان با جهان طبیعی اطراف، بخشی از زندگی روزمرهشان است».
مثلا سنگاپور، مقرراتی را با نام «نسبت نواحی سبز» به اجرا در آورده است. با اجرای این مقررات، اطمینان حاصل میشود که در طراحی ساختمانهایی که جدیداً احداث میشوند جاهایی برای کاشت درختان در پشتبام و بالکنها در نظر گرفته شود که مجموع مساحت آنها از مساحتی که ساختمان اشغال کرده است بیشتر باشد.
موتور سیکلت برقی انتخاب جذاب حمل و نقل ایتالیا
وقتی صحبت بر سر شهرهای هوشمند است باید توجه داشت که طراحی یک محیط شهری پایدار و بانشاط، مکمل ایده شهر هوشمند است و همان چیزی است که شهر را حقیقتا هوشمند میکند.
برای شهرهایی که راهکارهای فناوری اطلاعات را با فعالیتهای روزمره ادغام کردهاند و در عین حال بر آن هستند که به مشکلات زیستمحیطی نیز بپردازند و از تاثیرات منفی فعالیتهای بشری بر محیط زیست بکاهند، طراحی شهری طبیعتدوستانه می تواند یک برافزوده عالی باشد.
پیادهسازی چنین مدلی در شهرهای هوشمند آینده میتواند منافع چندجانبه فراوانی داشته باشد، از نشاط مردم و حفظ کیفیت آب و هوا گرفته تا کنترل سیلابها، تولید مواد غذایی و سایر منافع اقتصادی.
کلام آخر اینکه، توسعه شهرهای هوشمند می بایست پا به پای توجه به طبیعت به پیش رود؛ فقط اینگونه است که می توان دروازه های یک آینده سبز روشن را تمام و کمال به روی همگان باز کرد.

