طی چند سال اخیر، شیوه پرداختن ما به ایده شهر های هوشمند به میزان زیادی تغییر کرده است. در آغاز، زمانی که شهرها و محلات در تلاش بودند که راهبردهایی برای دگرگونسازی دیجیتالی خود بیابند، تامینکنندگان فناوریها آنها را هدایت میکردند و به پیش میبردند. اما آن نهادهای محلی دولتی که راهبران حرکت به سمت شهر هوشمند هستند به موقع دریافتند که فناوریها – هرچقدر هم که نوآورانه باشند – صرفا وسایلی هستند برای امکانپذیر ساختن اهداف دولتی، اجتماعی و اقتصادی. قرار نیست که چیزهای «هوشمند» صرفا ترکیبی از راهکارهای اینترنت اشیاء باشند بلکه هدف، قدرتمند ساختن شهرها، شهروندان و کسبوکارها است. به علاوه، «هوشمند» بودن دیگر صرفا به شهرها اختصاص ندارد بلکه شهرکها و محلهها نیز می توانند هوشمند باشند.
با این مقدمه باید گفت که حال دیگر تصمیمگیرندگان امور شهر هوشمند، توجه خود را قویا از فناوری (که زیربنای یک شهر هوشمند است) به جانب آن مردمی که قرار است شهر هوشمند در خدمتشان باشد شیفت دادهاند.
در این رویکرد انسان-محور به شهر هوشمند، کیفیت زندگی در مرکز توجه جای گرفته است. البته که باید شهروندان از رفاه اقتصادی برخوردار گردند اما انتظار میرود که شهر هوشمند به داشتن یک زندگی امن، سالم و پرمعنا نیز کمک کند.
مشارکت زودهنگام در اولین مراحل کار
این نگرش که فناوری،در ارتباط با بحث شهر هوشمند میبایست نقش توانبخشی داشته باشد و نه نقش راهبری، حال دیگر جا افتاده است. اما این تنها بینشی نیست که مسئولین نهادهای دولتی طی چند سال اخیر به آن رسیدهاند. این نهادها همچنین آموختهاند که طرحهای پیشگامانهای که رویکردِ از بالا به پایین دارند، هرچقدر هم که مردم را در مرکز توجه جای داده باشند، تضمینی بر موفقیتشان نیست.
برای آنکه بتوان بر چالشهایی که با شهریشدن روزافزون همراه هستند غلبه کرد، لازم است که همه مشارکت کرده و از همه طرف دروندادهایی داشته باشیم. یک رویکرد انسان-محور موفق نخواهد شد مگر آنکه با کار تیمی مناسب و مشارکت طرفهای ذینفع همراه باشد. برای آنکه یک شهر یا محله هوشمندتر شود، لازم است که مشکلات و مسائل شهروندان و کسبوکارهای محلی در نظر گرفته شود، آن هم در همان اولین مراحل فرایند تصمیمگیری.
رویهها نشان میدهد که یک رویکرد مشارکتی که مردم در آن اولویت داشته باشند خیلی خوب جواب میدهد: شهرهای هوشمندی چون کپنهاگ یا وین در ردیف قابلزیستترین شهرهای جهان قرار دارند. در این شهرهای هوشمند به جای آنکه زندگی مردم را از سر تا پا عوض کنند تلاش میکنند تا با حل کردن مشکلات واقعی شهروندان کیفیت زندگی آنها را بهبود ببخشند.
راهبرد کنونی شهر کپنهاگ که «بیایید کپنهاگ را با هم بیافرینیم» مصداقی بر این رویکرد است. این شهر، اهداف خود را بر اساس آنچه که از نظر مردم شهر بیشتر فایده را به همراه دارد تعیین میکند، مثلا راغب کردن مردم به فعالیتهای بیرون از منزل و یا تشویق آنها به اینکه به جای خودرو از دوچرخه استفاده کنند. نتایج مثبت این رویکرد خیلی زود خود را نشان داده است.

هم-آفرینی: ادویه مخصوص موفقیت
ایده هم-آفرینی، رویکرد مردم-محور را درست در سرآغاز هر پروژه شهر های هوشمند جای میدهد. کسانی که دستاندرکار هم-آفرینی شهر هوشمند هستند کار خود را با گردآوری بازخوردها و نظرات شهروندان، مقامات شهر و شرکتها آغاز می کنند. بینشهایی که از این ذینفعها به دست آمده است، سنگ بنایی میشود برای یک راهبرد موفق و پایدار شهر هوشمند.
در اینجا بالاخص باید به دو جنبه مهم اشاره کرد: شناخت نیازهای گوناگون با بیشترین دقت ممکن، و ادغام نظرگاههای متفاوت از همان آغاز پروژه. خلاقیت بسیاری از ذینفعها به شکل بخشیدن و تبلور مقولات کلیدی کمک میکند. با این فرایند، اطمینان حاصل میشود که دیجیتالیزه کردن امور واقعا ارزش افزودهای ایجاد میکند.
پاسخ به نیازهای شهروند هوشمند در ملبورن
ما با ایجاد «جعبهابزار هم-آفرینی» خود، رویکرد انسان-محور به ایجاد شهر هوشمند را در صدر دستور کار خود قرار دادهایم. این جعبهابزار دقیقا همان چیزی است که در معرفیاش نوشته شده است: یک مجموعه نوآورانه از روشها و اپلیکیشنها برای ایجاد خدمات شهروندی هوشمند. با این جعبهابزار، ریسک به حداقل رسیده و از طریق مشارکت و مالکیت، نتایج بهتری حاصل میشود.
شهرداری ها میتوانند مستقلا با ایدهها و آموزشها و دستورالعملهایی که در این نهادها است مشغول پروژههای دیجیتالیسازی خود شوند. ادارات دولتی و شهروندان در همکاری با یکدیگر قابلیت پایداری شهر خود را ارتقاء میبخشند. در صورت لزوم، ما میتوانیم در کار ایجاد و پیادهسازی فنی به آنها کمک کنیم.
راه پیشرفت شهرها و مناطق هوشمند، هم-آفرینی است. هم-آفرینی، منصفانه است، در ان به روی همه باز است و همه نیازها و جوانب توجه میکند. در هم-آفرینی به نیازهای واقعی پرداخته میشود و نه نیازهای خیالی. ایده هم-آفرینی، وقتی در ارتباط با خلق شهر های هوشمند به خدمت گرفته میشود، به معنای واقعی کلمه قدرت را به مردم باز می گرداند.

