[vc_row][vc_column][vc_column_text]در حال حاضر که بازار خانه هوشمند هنوز در دوران طفولیت خود میباشد، فناوری تشخیص گفتار به عنوان یک فناوری حیاتی، هرچند هنوز ابتدایی، ظهور پیدا کرده است.
تعارف را کنار بگذاریم. هنوز مانده تا به خانه حقیقتا هوشمند برسیم. بله خب، خیالورزی درباره آینده این فناوری لذتبخش است؛ در این آینده، شرکتهایی که از اسپیکرهای متصل به شبکه و دستگاههای مربوطه پشتیبانی میکنند، مجموعه سرویسهایی به قصد روانتر کردن و آسانتر کردن زندگیهامان ارائه خواهند داد. رایانههای قدرتمندی را تصور کنید که کار انجام تحلیلهای پیچیده اینترنت اشیاء را بر روی هزاران نقطهی گردآوری دادههای شخصی به انجام میرسانند: برنامه کاری زمانبندیشده روزانه و هفتگیمان، برنامههامان برای تعطیلات آخرهفته، زمان بهینه آبیاری گیاهان حیاط خانه و ترجیحات شخصی درخصوص غذاها و سرگرمیها، و همچنین سلامتی و سایر سنجهها.
سناریوی آرمانشهری خانه هوشمند
به گزارش BACpress و به نقل از نشریه تایمز، یک سناریو آرمانشهری را به برای ده سال آینده به تصویر کشیده است. در این سناریو، صبحها یک زنگ بیدارباش برایتان نواخته میشود که زمانش را شما تعیین نکردهاید بلکه خود دستگاه، مطابق برنامه زمانبندیشدهتان، بهترین زمان بیدار شدن را تعیین میکند. بعد از بیدار شدن، دوش حمام به طور خودکار به کار افتاده و آب با درجه حرارت مطلوب شما از آن خارج میشود. به قول پاتریک لوکاس آستین، نویسنده این مقاله تایمز، خانه هوشمندتان در طی روز بر اساس دادههای حاصل از «حسگرهای سلامت که در دستشویی و حمام شما تعبیه شدهاند» داروهایی را برایتان سفارش میدهند، و داروی سرماخوردگی با یک وسیله پروازی بیسرنشین به دست شما میرسند.
این چشمانداز، و بخصوص این بخش اخیرش، پرسشهای بسیاری را برمی انگیزد: آیا ما حاضر هستیم که طی ده سال کنترل زندگیهامان را به میزان زیادی به دست شرکتهای بزرگ فراهمکننده این فناوریها بسپاریم؟ آیا یک هکر خبیث که به چنین سیستمی دسترسی پیدا کرده است، سیستمی که به منظور بهینهسازی، و مدیریت جزییات در زندگی کاربران تهیه شده، نمیتواند اختیار افراد را مثل عروسکهای خیمهشببازی در دست خود بگیرد؟ آیا آماده هستیم که به شرکتهای فراهمکننده فناوریهای جدید این اختیار را بدهیم تا به نمایندگی از ما، و بی آنکه خبر داشته باشیم، پرداختهامان را انجام دهند؟ آیا قبول میکنیم حمامها و دستشوییهایی داشته باشیم که مجهز به حسگرهایی باشند که دادههای مربوط به سلامتمان را ثبت میکنند؟
اگر پاسخمان مثبت است آنوقت باید پرسید که این حسگرهایی که در حمام و دستشویی هستند اولا، چطور میخواهند یک بیماری مربوط به قسمت فوقانی سیستم تنفسی، مثلا یک سرماخوردگی را، تشخیص دهند و ثانیا، چنین فناوریای در یک خانه با حضور چند خانواده یا در مواقعی که مهمانی در خانه باشد، چطور کار می کند؟
دستیار مجازی در خانه هوشمند
بگذریم از ایده ردگیری دادههای مربوط به حمام و دستشویی توسط شرکتها، هنوز حتی معنای عبارت «خانه هوشمند» هم کاملا روشن نیست، چه رسد به چگونگی عملکرد دستیار مجازی، یعنی این موضوع که یک دستیار مجازی چگونه میخواهد به دادههای ما دسترسی مرکزیتیافته پیدا کند تا بعد بتواند تحلیلهای ضروری را برای هدایت ما در گام به گام زندگیمان به انجام برساند. دن گرینجر، برای توصیف قابلیتهای کنونی فناوری صوتی شرکتهای مثل آمازون، گوگل و اپل، که بازارشان از ۲.۵ تریلیون دلار تجاوز می کند و عملا استانداردگذارهای بازار هستند، از کلمه «خندهدار» استفاده میکند. البته که اینترفیسهای کاربری مبتنی-بر-صوت می توانند زندگیهامان را دگرگون کنند، درست همانطور که در اواخر دهه ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، گوگل در جستجوی اینترنتی انقلابی به پا کرد، اما فناوری کنونی تشخیص صوت به قول گرینجر بیشتر شبیه به Ask Jeeves است تا گوگل.
اما ظهور فناوری هایی نظیر 5G و وای-فای، که نتیجه عوامل مختلف منجمله افت شدید هزینه های رایانش میباشد، میتواند قدرت بسیاری به ابزارهای تحلیلی اینترنت اشیاء مورداستفاده در دستگاههای خانه هوشمند ببخشد. با این حال شاید هنوز برای گفتن اینکه این چه زمانی واقعیت پیدا خواهد کرد زود باشد. معلوم نیست که سازمانهایی که پیشبرنده ایده و چشمانداز خانه هوشمند هستند چگونه می توانند دادهها را به طریقی مرکزیت دهند که کاربران دیگر نگرانیای بابت حریم خصوصیشان نداشته باشند.
مساله دیگر این است که این فناوری تا چه اندازه سودآور خواهد بود. در حال حاضر آمازون و گوگل وارد یک جور جنگ قیمت بر سر اسپیکرهای هوشمندشان شده اند. همین اواخر، آمازون Echo Dot را، که جزء محصولات ابتدایی (entry-level) آن محسوب می شود، به قیمت 22 دلار به فروش گذاشت. حتی اگر گوگل و آمازون بتوانند با زحمت یک سود توسعه ای از محصولات سخت افزاری کسب کنند، همچنان باید برای تقویت دقت عملکرد این سختافزارها از مراکز دادهای و طرحهای پیشگامانه یادگیری ماشینی پشتیبانی کنند. بنا بر بلومبرگ، آمازون برای مکتوب کردن و حاشیه نویسی (توضیح نویسی) برای صداهایی که اسپیکرهای هوشمندش ضبط کرده اند هزاران کارگر استخدام کرده است، با این هدف که نرم افزار Alexa خود را همچنان بهبود ببخشد.
و بعد موضوع 5G را داریم که میتواند برای فناوری صدا و به طور کلی برای خانه هوشمند، موهبتی باشد، هرچند که هنوز خیلی زود است که بتوانیم بگوییم آیا واقعا در حد و اندازه این شور و هیجان و هیاهویی که بر سرش راه افتاده ظاهر خواهد شد یا نه، و اگر پاسخ مثبت است، چه وقت؟
گرینجر می گوید: «گاهی اوقات، آن موج اول که تصور میشود تغییرات بزرگی ایجاد کند عملا چنین نمیکند. نتیجتا انتظارات همه تعدیل میشود و بعد موج دوم جواب میدهد». اما این ایده که 5G 10 تا 100 برابر سریعتر از LTE است بالقوه میتواند به موج جدیدی از دستگاههای IoT (اینترنت اشیاء) مصرفی – که چنان طراحی شده اند که هماهنگ با یکدیگر کار کنند – منجر شود. گرینجر میگوید: “بله، تولیدکنندگان عمده اینترنت اشیاء، نصابهایی دارند که میتوانند شبکه مربوطه را برایتان نصب کنند اما سوال اینجا است که آیا واقعا از آن استفاده خواهید کرد؟ و آیا میتوانید به آن اعتماد کنید؟»
حریم خصوصی در هوشمندسازی خانه
در بحثهای راجع به اسپیکرهای هوشمند، سوالات مرتب با حریم خصوصی زیاد مطرح میشوند، اما راحتی و جذابیتی که با خود دارند باعث شده که بسیاری از مردم حداقل یکی از آنها را برای خود جور کنند. بیش از 50 میلیون آمریکایی حداقل یک اسپیکر هوشمند دارند و نیمی از این تعداد هم بیش از یک اسپیکر هوشمند دارند.
پیش بینی گرینجر این است که عموم مردم نهایتا بیخیال دغدغههای حریم خصوصی دستگاههایی نظیر اسپیکرهای هوشمند خواهند شد. گرینجر میگوید:«جالب است. وقتی با مردم درباره اسپیکر هوشمند حرف میزنید، همه دچار توهم اند. میگویند:”نمیخواهم چنین چیزی در خانهام باشد”، ولی با گوشی هوشمند مشکلی ندارند هرچند که گوشیهای هوشمند در تمام طول روز موقعیت جغرافیایی کاربران را رصد میکنند. همیشه اکراهها و مقاومتهایی خواهیم داشت ولی می بینیم که مردم دیگر کمتر درباره دغدغههای حریم خصوصی اسپیکرهای هوشمند چیزی میگویند. چیزی که میبینم این است که اساسا بیخیال شدهاند، همانطور که در مورد اینترنت بیخیال شدند. وقتی که فناوری دیگر روی اعصابتان نمیرود و میبینید که با آن میتوانید کاری را با بازدهیای بسیار بیشتر از قبل انجام دهید، آنوقت است که به جرم بحرانی (یا حد آستانهای) رسیدهاید. آن موقع است که دغدغههایتان را رها میکنید.»

شاید هنوز برای سنجش تاثیر بالقوه 5G بر گرایش مردم به خانه هوشمند، و اسپیکر هوشمند، زود باشد. در آینده نسبتا نزدیک، این امکان هست که Telcos بر تلاشهایش برای بازاریابی روترهای مدرن 5G یکپارچه، به عنوان جایگزینی برای پهنباند خانگی متعارف، بیافزاید. اوایل امسال Verizon و T-Mobile چنین طرحهای پیشگامانهای را آغاز کردند.
اینکه مصرفکنندهها چه زمانی سرعت برقآسای اتصال اینترنتشان (10 گیگابیت بر ثانیه، یعنی 100 برابر سریعتر از 4G) و تاخیر فوق العاده-کم آن (به قدر 1 میلی ثانیه) را به چشم ببینند، معلوم نیست. در ایالات متحده، زیرساختهای شبکهای ثابت همچنان و به زحمت در پی پیشرفتهایی در اتصال موبایل هستند که آنطور که در یک مقاله Data Center Knowledge آمده است، «منجر به یک سیستم دوپاره شده است که برای مدیریت کردن تقاضاهای ارتباطات 5G چنان که باید مجهز نیست». برای آنکه 5G در حد و اندازه توان بالقوه خود ظاهر شود، لازم است که در در زیرساخت شبکهای ثابت بکاِند (backend) ارتقائی داشته باشیم، و این موضوعی است که در حال حاضر در مقایسه با ارتقاء طیف بیسیم، توجه کمتری را به خود جلب کرده است.
این ریسک هم وجود دارد که فناوریهای نوظهوری که با یکدیگیر تلاقی دارند، نظیر 5G و خانه هوشمند، میتوانند الهامبخش نوعی شیفتگی فنی در مهندسین باشد که به ظهور گجتهای خانه هوشمند منجر میشود، گجتهایی که در حل مسائل واقعی موفق عمل نمیکنند. سیز لینکس، مدیر امور عمومی واحد بیسیم توان پایین (low power) در Oorvo – یک شرکت آمریکایی در زمینه نیمههادیها، واقع در شهر اپریل – میگوید: «نهایتا آنچه که تغییر چشمگیری ایجاد میکند نه ارتباطات دادهای است، نه حسگرها و نه شیوه اتصال دستگاهها و اشیاء به یکدیگر، بلکه تغییرات چشمگیر از کاربست حاصل میشود.»
5G فناوریای نیست که برای خانه هوشمند به طور کلی یا برای تحلیلیات اینترنت اشیاء، به طور اخص، اهمیت مرگ و زندگی داشته باشد، با این حال اگر به وعدههایش جامه عمل بپوشاند میتواند مبحث رایانش صوت را از کیفیت ابتدایی کنونیاش ارتقاء دهد.
چشم انداز اینترنت اشیا و خانه هوشمند
در کل مجموعه و چشمانداز کاری اینترنت اشیاء، اسپیکر هوشمند مقولهای است که یکی از بیشترین سرعتهای رشد و توسعه را دارد. گرینجر میگوید: «لازم است که مجموعه دادههای اصلی (master data set) به گردآوری اطلاعات ادامه دهد تا بتواند درصد بالاتری از آنچه که به آن میگویید را تشخیص دهد؛ و این موضوع در هیچ کجا به اندازه اینجا (مبحث اسپیکر هوشمند) اهمیت ندارد.»
در دسامبر سال گذشته، شرکت پژوهشی Loup Ventures به این نتیجه رسید که در حال حاضر در این زمینه و به لحاظ دقت و صحت عملکرد، برنده Google Assistant است چرا که میتواند صدها سوال را بدون نقص فهمیده و به 97% آنها به درستی پاسخ دهد.
به عقیده گرینجر، وقتی فناوری صوت به این نقطه نزدیک بشود که بتواند 100% حتی پرسش و جوهای روتین را به درستی بفهمد، به نقطه عطفی در اعتماد مصرفکننده خواهیم رسید.

او میگوید:« اگر 5G واقعا مثل آن چیزی باشد که وعدهاش را میدهند میتوان امیدوار بود که کارها بسیار سریعتر انجام شوند چون در آن صورت خود ماشینها میتوانند به شیوههایی که تا پیش از این برایشان ممکن نبود چیزها را فراگرفته و خود را وفق دهند.»
در حال حاضر، با وضعیت کنونی تشخیص گفتار و تحلیلیات خانه هوشمند فناوریای داریم که، هرچند از لحاظی متحولکننده و پیشگام است، از بسیاری جنبهها هنوز ابتدایی است. گرینجر میگوید:«به این میماند که Mapquest را با Waze مقایسه کنید. در حال حاضر، و با اسپیکرهای هوشمند کنونی، ما مثل این است که هنوز داریم از MapQuest استفاده میکنیم. آیا از نقشهای چاپیای که در خودروتان دارید بهتر است؟ بله، از آن بهتر است، ولی عملکردش آنقدر که باید تعاملی نیست و اگر احیانا جایی را اشتباه بپیچید لزوما نمیتواند به آسانی به مسیر درست برتان گرداند، و حتی شاید بیشتر از قبل سردرگم شوید. من در جانب آدمهای خوشبینی هستم که امیدوارند 5G عامل عمدهای در تغییر چنین تجربیاتی و بهتر شدنشان باشد.»[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][ult_ihover][/ult_ihover][/vc_column][/vc_row]

